ابتدا دکتر گلنار مهران عضو هیئت علمی گروه مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه الزهرا اعضای محترم نشست را معرفی کردند. دکتر سمیه فریدونی عضو هیئت علمی گروه آینده‌پژوهی و نظریه‌پردازی در آموزش عالی، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با موضوع مناسبات عدالت آموزشی و جنسیت در برنامه‌ریزی‌های توسعه به ارائه مباحث خود پرداختند. ایشان ابتدا با اشاره به یک سؤال که «چه ضرورتی برای توجه به عدالت جنسیتی در برنامه‌ریزی‌های توسعه وجود دارد؟ و چگونه می‌توان این ضرورت را برای سیاستگذاران تبیین کرد» مسئله خود را طرح کردند. برای پاسخ به این سؤالات ابتدا مفهوم عدالت آموزشی را با توجه به نظریه‌ها و رویکردهای موجود توضیح دادند. یکی از این رویکردها نگاه اقتصادی به عدالت آموزشی دارد؛ آن هم از منظر عدالت توزیعی و انصاف. دکتر فریدونی در ادامه از رویکرد دوم در ارائه مطالب خود بهره گرفتند و به دو نظریه‌پرداز در این حوزه اشاره نمودند. یکی از نظریه‌پردازان آمارتیاسِن است که عدالت و آزادی را دو رویِ یک سکه می‌داند. او برای تبیین عدالت، از تبیین آزادی شروع می‌کند و شرح می‌دهد که عدالت از مجرای آزادی اتفاق می‌افتد.

دکتر فریدونی در ادامه از نظریه فریکر برای تبیین مفهوم عدالت استفاده کردند. فریکر چند سؤال اصلی در ارتباط با آموزش عالی مطرح می‌کند که اگر در مسیر سیاستگذاری نتوانیم به این چند سؤال پاسخ دهیم جریان عدالت در سیاستگذاری آموزش عالی با مشکل مواجه است. فریکر اشاره می‌کند که اگر قرار باشد تصمیم بگیریم چه دانشی، توسط چه کسی و در اختیار چه کسی و با چه روشی قرار بگیرد در اینصورت هر جا که مرز تولید و انتقال دانش و دسترسی به دانش بسته می‌شود با کاستی‌های جدی در جریان عدالت مواجه خواهیم شد. از اینجا حوزه گروه‌های به حاشیه رانده شده اجتماعی که به دلایل مختلف دسترسی‌شان به دانش محدود می‌شود بسیار جدی می‌شود. این گروه‌ها بر اساس تعداد و کمیت‌شان تعریف نمی‌شوند. بلکه بر اساس سطح دسترسی‌شان به منابع قدرت تعریف می‌شوند. ایشان در پایان مباحث خود به دو حوزه بسیار مهم در سیاست‌گذاری اشاره داشتند: یکی متولی پاسخگو درباره عدالت که لازم است در برنامه‌ها مشخص شود و همچنین، تعریف عملیاتی عدالت برای سیاستگذار مشخص شود.

در ادامه، موضوعی که دکتر زهرا میرحسینی عضو هیئت علمی گروه مطالعات زنان و خانواده، دانشگاه الزهرا به آن پرداختند در ارتباط با تحلیل سیاست‌ها و چالش‌های برنامه هفتم توسعه در حوزه آموزش عالی زنان بود. ایشان بر اساس یک مطالعه تحلیل محتوای کیفی در مورد متن برنامه هفتم توسعه بحث خود را ارائه کردند. در مقدمه این موضوع را مطرح کردند که سیاست‌گذاری اجتماعی، از جمله حوزه‌هایی است که به دلیل نگرش کل‌نگرانه‌ای که دارد، همواره این نقد بر آن وارد است که نگاهی جنسیتی به موضوع زنان دارد و از متغیر جنسیت، در تدوین قوانین و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی به نوعی غفلت شده است. از طرفی حوزه آموزش عالی نیز تحت تاثیر کلیشه‌های جنسیتی، تصورات قالبی که نسبت به زن و آموزش به ویژه در سطح آموزش عالی قرار دارد. اما در سال‌های اخیر، تغییر و تحولات اجتماعی و گسترش حضور زنان و مطالباتی که زنان برای حضور در عرصه‌های اجتماعی-اقتصادی داشتند، باعث شده که توجه سیاست‌گذاران نسبت به ورود زنان به آموزش عالی بیشتر شود. دکتر میرحسینی اشاره داشتند که اگرچه در کشور ما در بین شاخص‌های توسعه جنسیتی، بحث آموزش وضعیت بهتری در مقایسه با مشارکت اقتصادی و مشارکت سیاسی زنان دارد، اما طبق یک گزارش در سال ۲۰۲۰، رتبه ایران ۱۱۴ است. این در حالی است که پژوهش‌های این حوزه نشان می‌دهد آموزش بر توسعه پایدار و همچنین رشد اقتصادی جامعه تأثیر دارد. به طور مثال، در کشورهای اسلامی، کشورهایی که توانسته‌اند موفقیت بهتری در حوزه آموزش داشته باشند و نرخ ثبت نام دختران از سطوح ابتدایی تا تحصیلات عالی هر چه بیشتر بوده، میزان رشد اقتصادی این کشورها در مقایسه با سایر کشورها وضعیت بهتری داشته است.

ایشان اشاره کردند که از برنامه سوم توسعه کشور، مفاهیمی مانند توانمندسازی و عدالت جنسیتی مورد توجه قرار گرفت. از طرف دیگر در برنامه‌های چهارم و پنجم موضوع مشارکت اقتصادی زنان در سطوح مدیریتی و تصمیم‌گیری، افزایش تعداد زنان دانشگاهی، توجه به زنان نخبه و زنان عضو هیئت علمی دانشگاه‌ها، افزایش دسترسی زنان به آموزش عالی مورد تأکید قرار گرفت، بحث کارآفرینی زنان در برنامه ششم توسعه پیش رفته و انتظار می‌رفت که در برنامه هفتم توسعه‌ نیز به این مسئله بیشتر توجه شود. دکتر میرحسینی در ادامه اشاره کردند که در فصل ۲۰ برنامه هفتم توسعه به بحث آموزش و فصل ۱۶ به موضوع زن، خانواده و جمعیت پرداخته است.

در ادامه دکتر لیلا فلاحتی عضو هیئت علمی گروه مطالعات زنان، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم مباحث خود را به این صورت آغاز کردند که از دهه ۷۰ تعداد زنان کشور در آموزش عالی افزایش پیدا کرده و مطالعات نشان میدهد از زمانی که تعداد زنان در آموزش عالی افزایش پیدا کرده، بیشترین مسئله سیاست‌گذار، کنترل زنان بوده است. به عبارت دیگر نگران بوده است که بازار کار تغییر شکل پیدا خواهد کرد، ساختار مدیریتی تحول پیدا کند، خانواده تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این درحالی است که تصویر موقعیت زنان در جامعه ایران نشان می‌دهد اگرچه با نرخ بالای زنان دانش‌آموخته دانشگاهی مواجه هستیم اما سهم مشارکت اقتصادی زنان در کشور بر اساس گزارش پاییز ۱۴۰۰ مرکز آمار ایران ۵/۱۴ درصد است. ایشان اشاره کردند که وضعیت مشارکت سیاسی زنان و در واقع سهم آنها در مجلس ۹/۵ درصد است. از همه عجیب‌تر که در آموزش عالی که خود تربیت‌کننده زنان مدیر است، معاون وزیر زن در این وزارت‌خانه نداشته‌ایم. نکته دیگری که به آن اشاره کردند این بود که سهم بالای زنان در آموزش عالی ایران (۵۵%) در رشته‌های علوم انسانی است که چندان نمی‌تواند برای زنان فرصت ایجاد کند. از برنامه هفتم موضوعی به نام صنایع خلاق مطرح شد که ممکن است راهگشایی برای حضور زنان در آموزش عالی باشد. به صورت خاص سه محور اصلی شامل صنایع دستی، خوشه‌های صنعتی، و صنایع کوچیک در برنامه هفتم توسعه برای این دیده شده است. اما هیچکدام از بندهای برنامه هفتم توسعه توجه خاصی به موضوع جنسیت ندارند و معمولا مردان هستند که از این فرصت‌ها بهتر استفاده می‌کنند.

در ادامه دکتر حمیده دباغی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبائی، به این موضوع اشاره کردند که اشتغال و نبود حمایت‌های لازم معمولاً باعث می‌شود زنان دانش‌آموخته از حوزه اشتغال دور بمانند یا حتی در زمان‌هایی که به عنوان نمونه نقش مادری و اشتغال همزمان می‌شود، معمولا مجبور به ترک خاموش شغل خود می‌شوند یا به اجبار وارد مشاغلی می‌شوند که با شایستگی‌های آنها تطابق مناسبی ندارد. در این وضعیت سیاست‌گذاری می‌تواند موثر باشد.

دانشگاه خانواده دوست یا سیاست‎هایی که خانواده دوست هستند، در واقع راهکاری را برای مواجهه دو حوزه خانواده و دانشگاه در نظر می‌گیرند. این دانشگاه‌ها اقدامات و سیاست‌هایی را در نظر می‌گیرند که معمولا بیشتر بخش‌های آن در اختیار خود دانشگاه است و از سوی دولت‌ها تامین مالی می‌شود. این اقدامات کمک می‌کند که چالش‌های زنان به هنگام تحصیل در تلاقی با نقش‌هایی که در خانواده بر عهده دارند، کاهش پیدا کند. دانشگاه خانواده دوست به این نکته توجه دارد که یک فرد، تک بعدی نیست. افراد در جامعه امروز متکثرند. زوایای وجودی متعددی دارند. نقش‌های متفاوتی را بر عهده می‌گیرند.

دکتر دباغی در ادامه به نتایج یک مطالعه اشاره کردند. آنچه به دست آمد حاکی از این بود که دانشگاه به طور کلی غافل از امر مادری است. این ارتباط محدود بین دانشگاه و خانواده نه تنها در مورد دانشجویان، که در مورد اعضای هیئت علمی نیز صدق می‌کند. در برنامه هفتم توسعه موادی که به صورت مستقیم به بحث خانواده دوستی بپردازد، دیده نشده است. یعنی ما چیزی رو نداریم تحت عنوان دانشجویان والد یا دانشجویانی که دارای فرزند هستند، خانواده دارند و نیازمند مساعدت‌هایی هستند. ایشان به عنوان یک راهکار به مفهوم گواهی‌های خانواده دوستی اشاره کردند که در دانشگاه‌های سراسر دنیا مورد توجه قرار گرفته است. این گواهی‌ها به دانشگاه‌هایی که توانسته‌اند بین دانشگاه و خانواده ارتباط برقرار کنند اعطاء می‌شود.

.

.

-