در ابتدای نشست دکتر اباصلت خراسانی، مدیر نشست، عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی و دبیر علمی همایش به سابقه طولانی برنامهریزی در کشور اشاره کردند. به این ترتیب، از نظر برنامه مشکلی وجود ندارد. آن چیزی که مهم است و بدون این عامل برنامه کاغذی بیش نخواهد بودجه است. آن هم در وضعیتی که پیشبینیهای مربوط به درآمد و بودجه کشور چندان دقیق نیست. دکتر خراسانی در ادامه به فرآیندهای نیروی انسانی اشاره کردند که بسیاری از این فرآیندها هنوز متولد نشدهاند. نظام حقوق و دستمزد تنها یکی از ۲۲ فرآیند است. البته در همان فرآیندهای موجود ضعفهایی از جمله کمبود دادههای درست وجود دارد. سیستم نیروی انسانی در دستگاههای آموزشی کشور با وسعتی که دارد تنها ۳۰ درصد کارآیی دارد! نکته دیگری که ایشان مطرح کردند وجود نهادهای نظارتی متعدد در ارتباط با آموزش عالی وجود دارد. همچنین، اشاره کردند که مسئله نیروی انسانی در تمام بخشهای آن، تعداد و کمیت نیست بلکه توازن و تناسب است. ایشان سخنرانی خود را با این جمله از حسین عظیمی اقتصاددان به پایان رساندند که: «فاصله ما با جهان غرب یک لحظه است، و آن همان لحظهای است که بخواهیم».
در ادامه، دکتر معصومه سلمانی معاون منابع انسانی اداره کل منابع انسانی و پشتیبانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در ابتدای نشست به مقایسهای اشاره کردند که در مورد سیاستهای مهاجرت نخبگان و نگهداشت نیروی انسانی نخبه انجام شده است. برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان در برنامه پنجم توسعه، مشوقهای مالی مانند افزایش دستمزد اساتید دانشگاهی مطرح شده بود. در برنامه ششم نیز به نوعی از طریق فرصتهای پژوهشی و بورسیههای داخلی تلاش شد که از نخبگان حمایت شود. در برنامه هفتم تلاش بر تقویت بازگشت نخبگان بود. در مورد سیاستهای اشتغال و کارآفرینی نیز در برنامه پنجم توسعه، افزایش اشتغال از طریق حمایت از سرمایه و بنگاههای تولیدی، کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال پایدار بود. در برنامه ششم، توسعه کسب و کارهای دانش بنیان و استارت آپها و حمایت از اشتغال پایدار در بخش خصوصی بیشتر مطرح بود. در برنامه هفتم اشتغال کسب و کارهای کوچک، مخصوصا در مناطق محروم را مطرح کرده بودند. همچنین، به اشتغال دیجیتال توجه شده که هدف آن کاهش تصدیگری دولت در بازار کار بوده است. تفاوتهای کلیدی که برنامه هفتم با برنامههای قبلی داشته، بیشتر تمرکزش بر اقتصاد دیجیتال و اشتغال فناورانه بوده. دوم دیجیتالیسازی فرایندهای استخدام و توسعه منابع انسانی که گفته تمام فرایندها باید به صورت الکترونیکی و دیجیتالی باشه. و یکی افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی بوده که در برنامههای دیگر نبوده است. همچنین، ارائه مشوقهای مالی بیشتر برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان و همچنین برگشت نخبگان به کشور. شباهتهایی هم که برنامهها با هم داشتند افزایش مهارت نیروی انسانی، افزایش بهرهوری کارکنان دولت و حمایت از اشتغال و توسعه کارآفرینی است. همچنین، بر آموزشهای فنی حرفهای شده در آموزش و پرورش تاکید شده است. از چالشهای مهم مرتبط با این بخش، عدم انطباق نظام آموزشی با نیازهای بازار کار و کمبود منابع مالی است. راهکارهایی که ارائه شده تاسیس مدارس فنی و حرفهای برای آموزش مهارتهای شغلی و همچنین توسعه سیستمهای آموزشی در مناطق محروم بوده است. در زمینه توسعه نیروی انسانی در بخش دولتی در ماده ۱۰۶ این موارد مطرح شده که دستگاههای اجرایی حتما باید ارزیابی یا عملکرد کارکنان دولتی را به صورت مستمر انجام بدهند، برای ایجاد انگیزه و مشوق یعنی یک نظام تشویق داشته باشند. همچنین، نظارت بر استخدام و ارتقا مطرح شده که فرایند استخدام و ارتقاء شغلی کارکنان دولتی باید شفاف و مبتنی بر شایستگی باشد. یکی از چالشهای مرتبط در این زمینه، عدم شفافیت در فرایندهای ارتقای شغلی و جذب نیروی انسانی کارآمد است. راهکارهای مرتبط با آن، تقویت ارزیابی عملکرد و ایجاد سیستمهای شفاف و توسعه برنامههای آموزش و توانمدسازی کارکنان دولت هست.
به طور کلی دکتر سلمانی کمبود زیرساختهای آموزشی و مالی، نظام استخدامی ناکارآمد، کندی فرایندهای استخدام و ارتقای شغلی مخصوصا در دستگاههای دولتی، مهاجرت نیروی متخصص از چالشهایی است که به آن اشاره شد. راهکارهایی مانند یعنی اصلاح نظام آموزشی، اصلاح سیستم استخدامی، مهاجرت معکوس که در همین برنامه به آن تاکید شده و تقویت بخش خصوصی که حمایت از استارتآپها، مراکز آموزش خصوصی مطرح شده است.
در ادامه، دکتر اسماعیل جعفری صحبتهای خود را با مسئله نگاه جزیرهای به آموزش عالی شروع کردند. برنامه هفتم توسعه کشور باید به صورت یک پازل دیده شود و نمیتوان آموزش عالی را به صورت مجزا بررسی کرد. زیرا، تمام فرایندها و تصویر کلی پازل بر قطعه آموزش عالی تأثیر میگذارد. یعنی واقعا باید حال اجتماع خوب باشد که انتظار داشته باشیم آموزش عالی سرآمد باشد. یکی دیگر از مسائل مهم، حقوق و دستمزد پایین دانشگاهیان است. در حالیکه از فرد انتظار میرود فکر، جسم و روان حاضری در محیط کاری داشته باشد. نگاه دوم نگاه بالا به پایین در سازمان است. اینکه فرد حاصل انتخاب است یا انتصاب؟ این چه آموزش عالیایه که انتخاب و انتصاب هنوز توش تعریف نشده؟ یک فرد تمام افراد غنی به لحاظ فکری و تجربی و … را راهبری میکند. دکتر جعفری به این موضوع اشاره کردند که ابتدا نیاز است جهانبینی خود را نسبت به برنامه مشخص کنیم سپس به اجرای آن فکر کنیم. بخش زیادی از این برنامه محصول دانشگاهها و سیاستگذاریهای آنها بوده است که بر اساس چشم اندازی که داشتهاند برنامه را ترسیم کردهاند. ولی در اجرا آیا اصلا منابع تعریف شده؟ اصلا دستورالعمل اجرایی برای برنامه در نظر گرفته شده؟ آیا تقسیم کار صورت گرفته؟ مورد دیگری که دکتر جعفری به آن اشاره کردند این است که این قبیل برنامهها انتظاراتمان را از دانشگاه محدود کردهایم. دانشگاه به کارخانه تبدیل شده است. یکی دیگر از مسائلی که مطرح شد این بود که برنامه هفتم آنچنان که باید و شاید به موضوع فناوری در آموزش عالی نپرداخته است. به طور کلی، مهمترین مسئلهای را که مطرح کردند استقلال دانشگاه در تصمیمگیریها بود.
دکتر قنبری، رئیس امور آموزش و توسعه منابع انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در ابتدای سخنرانی خود این سؤال را مطرح کردند که آیا اساساً برنامههای توسعه روش موفقی است؟! در ادامه به این موضوع اشاره کردند که آیا نظام اداری به عنوان بُعدی از برنامه در نظر گرفته میشود یا اول این برنامهها تنظیم میشود و سپس مشخص میشود که برای رسیدن به اهداف چه نظام اداری و نیروی انسانی باید داشته باشیم. در کشور ما نظام اداری یک بُعد در کنار سایر ابعاد در نظر گرفته میشود. این رویکرد باعث میشود که هر یک از آنها به طور مثال آموزش عالی و نظام اداری مسیر خود را داشته باشند! سؤال بعدی که از سوی ایشان مطرح شد این بود که نظام اداری که در این برهه قرار است کار کند چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
دومین چالش مرتبط با نیروی انسانی در برنامه هفتم توسعه که دکتر قنبری به آن اشاره کردند، تعریف دستگاه اجرایی است. از این تعریف (ماده ۱ بند پ) برداشت میشود که نظام اداری تنها در قوه مجریه مطرح شده و سایر نهادها در نظرگرفته نشده است.




