در ابتدای نشست دکتر فرنوش اعلامی مدیر مرکز رشد دانشگاه شهید بهشتی، عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی و دبیر نشست به معرفی اعضای محترم نشست پرداختند. سپس، به اهمیت پارکهای علم و فناوری و تعاملات آن با بخشهای مختلف دانشگاه، جامعه، صنعت، نهادهای قانونگذار و … و همچنین، به نقشهای پارکهای علم و فناوری دانشگاه به طور خلاصه اشاره کردند.
دکتر فریبرز مسعودی رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی، عضو هیئت علمی گروه زمینشناسی معدنی و آب دانشگاه شهید بهشتی در ارائه مطالب خود ابتدا به نسلهای مختلف دانشگاهی و صنعت اشاره کردند. در ادامه این سؤال را مطرح نمودند که با توحه به نسلهای چهارم و پنجم صنعت که هوش مصنوعی در آنها مورد تأکید قرار گرفته است، دانشگاهها در چه موقعیتی قرار گرفتهاند؟ و چگونه میتوان دانشگاهها را با نسلهای جدید انقلاب صنعتی هماهنگ کرد؟ دکتر مسعودی اشاره کردند که برای پاسخ به این سؤالات ابتدا باید درک درستی از واقعیتها داشته باشیم. باید بپذیریم که نسل قبلی آموزش عالی از بین رفته و شکلهای جدید آن ظهور پیدا کرده است. بطوریکه در آینده تعداد بسیار کمتری از افراد دانشگاه را انتخاب میکنند و بیشتر به دنبال یادگیری مهارت و حرفه خواهند بود. علاوه براین، مفهوم ارتباط با صنعت تغییر پیدا کرده است. ایشان طرحی به نام طرح پنتا را معرفی کردند که بر اساس آن پنج جنبه مختلف از ارتباط دانشگاه با صنعت وجود دارد که عبارتند از: طرحهای پژوهشی، ساخت و تولید، ارائه خدمات دانش بنیان، آموزشهای آکادمیک کاربردی، و آموزشهای تخصصی کوتاه مدت. در ادامه به نقش پارکهای علم و فناوری در ارتباط با تعامل دانشگاه و صنعت اشاره کردند. در گذشته دانشگاه و صنعت دو قطب در بستر دولتها در نظر گرفته میشدند. پس از آن، دانشگاه، صنعت و دولت سه قطب متفاوت در نظر گرفته شدند. در ادامه، دانشگاه، صنعت و دولت در بستر جامعه و همسو با توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفتند. بطوریکه پارکهای علم و فناوری نقطه اتصال این نهادها با یکدیگر هستند. در ادامه، دکتر مسعودی به تعداد مراکز نوآوری و شرکتهای مستقر در دانشگاه شهید بهشتی و همچنین، برنامههای آینده پارک علم و فناوری دانشگاه اشاره کردند.
در ادامه دکتر محمد صافی مدیر همکاریهای پژوهشی و ارتباط با صنعت و جامعه، عضو هیئت علمی دانشگده مهندسی عمران، آب و محیط زیست مباحث خود را با این سؤال آغاز کردند که چرا با وجود این همه برنامه، ایده، و با وجود سامانهها و حمایتهایی که البته بیشتر از سمت وزارت علوم و نهادهای علمی انجام میشود، باز هم مشکلات زیادی در صنعت و جامعه وجود دارد؟ یکی از دلایل این است که بیشتر حمایتها از سوی وزارت علوم یا نهادهای علمی کشور است. مانند بنیاد علم، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری یا طرحهایی مثل جهاد علمی که بودجههای خاصی را برای حمایت اختصاص میدهند. این در حالی است که سهم صنعت و جامعه برای طرح نیازهایشان نسبت به نهادهای مذکور قابل ملاحظه نیست.
موضوع دیگر مجبور بودن دستگاههای اجرایی برای اختصاص بخشی از بودجه خود به تحقیق و توسعه است. و اگرچه دولت مشوقهایی مانند قانون حمایت از فعالیتهای دانش بنیان یا قانون استفاده از معافیتهای مالیاتی و موارد دیگر را ایجاد میکند اما باز هم ذوق و حرکت جدی از طرف صنعت دیده نمیشود. دکتر صافی در ادامه به دلایلی که در این وضعیت نقش دارد اشاره کردند. یکی از موضوعات، فعالیتهای محدود اعضای هیئت علمی و دانشجویان در حوزه ارتباط با صنعت و جامعه است. موضوع دیگر، توانمندی اعضای هیئت علمی و دانشجوهاست که با روشهای حل مسائل موجود در صنعت و جامعه به خوبی آشنا نیستند. از سوی دیگر رشتهها، برنامهها و موضوعات درسی دیر بهروز میشوند. البته ریشه بخشی از این مسئله در خودِ صنعت است، به این معنا که زمینه مورد نیاز از نظر فرهنگی و ساختاری برای حل مسائل به کمک دانشگاه چندان شکل نگرفته است.
در ادامه، دکتر حسن ضیایی مؤسس و مدیر عامل شرکت فناوران سیراف مباحث خود را با این سؤال آغاز کردند که نقش دانشگاه در توسعه کشور چیست و در این مسیر چه اقداماتی انجام میدهد؟ دانشگاه در زمینه تحقیق و توسعه، انتقال دانش فناوری، کارآفرینی و توانمندی، همکاری با صنایع، افزایش رقابتپذیری با ارائه رویکردهای رقابتی برای صنایع، لازم است که به صنعت خدمات ارائه دهد. این در حالی است که برعکس دانشگاهها از صنعت خدمات دریافت میکنند. ایشان به ضعف اعتماد بین صنعت و دانشگاه اشاره کردند. و در ادامه به لزوم ایجاد اعتماد از طرف دانشگاه که ارائه دهنده خدمت است تأکید داشتند. همچنین، جزیرهای شدن دانشگاهها و ضعف سواد صنعتی در آنها (به معنای تبدیل علم به یک خروجی مناسب برای صنعت توسط دانشگاهیان) را از دلایل ارتباط محدود دانشگاه و صنعت دانستند. همچنین، تربیت نیروی متخصص به سه عامل علم، مهارت و نگرش وابسته است که البته در دانشگاه به مهارت و ایجاد نگرش صنعتی توجه چندانی نمیشود.
ایشان در ادامه اشاره کردند که وقتی دانشگاه میترسد که با صنعت تعامل داشته باشد، عملا هم خود را محروم کرده و هم صنعتی که باید از آن بهرهمند شود. همچنین، به نقش پارکهای علم و فناوری و در ادامه به مسائل مربوط به نقشهای تعریف شده اشاره کردند. یکی از آنها محدود شدن دانشگاه به استارتاپها و شرکتهای کوچک است و از شرکتها و صنایع بزرگ فاصله گرفته است. مسئله بعدی نبود مکانیزم برای ورود نخبههای صنعتی به دانشگاه به منظور انتقال تجربه است.
در ادامه مهندس مصطفی حسینی کارآفرین و مدیر عامل مکتبخونه به موضوع مشاغل آینده در جهان اشاره کردند. بطوریکه بر اساس دادههای مجمع جهانی اقتصاد تا سال ۲۰۳۰، تقریبا ۱۸۰ شغل جدید در دنیا ایجاد میشود. از سوی دیگر، گروهی از مشاغل که نیاز به دانش و مهارت خاصی ندارند از بین میروند. در ادبیات اقتصادی دنیا مفهومی به نام اقتصاد مهارت محور مطرح شده است. بر اساس آن، مهارتهای عملی و تخصص افراد است که ارزشآفرینی میکند. به این ترتیب، ارزش مدرک دانشگاهی کاهش پیدا میکند. در نتیجه، فارغالتحصیلهای دانشگاه لازم است که مهارت کسب کنند ایشان در ادامه به نقش مهم پارکهای علم و فناوری در این زمینه و همچنین، ضرورت توجه به مهارتهای نرم اشاره کردند. در پایان مجددا بر این نکته تأکید داشتند که امروزه دانش بدون مهارت، لزوماً تضمینکننده شغل و موفقیت افراد نیست.
در پایان دکتر اکرم قدیمی عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور و رئیس کرسی یونسکو در ترویج علم به موضوع نوآوریهای مردمی که در واقع میتواند پیونددهنده دانشگاه و جامعه باشد پرداختند. این موضوع حلقه مفقوده بین دانشگاه و جامعه است. طبق این مفهوم هر فردی به صورت بالقوه نوآور است اما نیاز دارد که آن نوآوری را بالفعل کند. دانشگاه میتواند نقش مهمی در این فرآیند داشته باشد. بنابراین، نوآوریهای مردمی آن دسته از نوآوریهایی است که از دل جامعه برای حل مسائل محلی مطرح میشوند. ایشان به اهمیت استفاده از تجارب کشورهای مختلف تأکید داشتند. و در ادامه به مفهوم دیگری با عنوان ناحیه نوآوری که مرتبط با نوآوریهای مردمی است و بین دانشگاه و جامعه ارتباط برقرار میکند، اشاره کردند.
دکتر قدیمی در ادامه به موضوع شبکه نوآوریهای مردمی که اخیراً در پارکهای علم و فناوری وارد شده است پرداختند. این شبکهها به مستندسازی ایدهها، تجربهها و نوآوریهایی که در جامعه وجود دارد توجه دارند. ایشان در ادامه به چالشهای موجود بر سر راه این مفاهیم مانند چالشهای ساختاری، فرهنگی، اجتماعی، زیرساخت و … اشاره کردند. و در پایان به اهمیت تدوین سیاستهای جدید برای این حوزههای جدید تأکید داشتند.

.


