دکتر صالحی عمران اشاره کردند که در برنامه هفتم به آموزش عالی مهارتی به شیوه‌های مختلف تاکید شده و شاید مهم‌ترین سنجه عملکردی در توجه به آموزش‌های مهارتی، سهم ۴۰ درصد آموزش عالی مهارتی در تمام سطوح مختلف تحصیلی و زیرنظام‌های مختلف آموزش عالی است. اما آموزش‌های فنی حرفه‌ای الزامات و ویژگی‌هایی دارد و با توجه به ماهیت و ذات آموزش‌های مهارتی این سوال پیش می‌آید که آیا واقعا این امکان وجود دارد که در چهار سال آینده چهل درصد آموزش‌های در کشور آموزش عالی مهارتی باشد یا تردیدهایی در این زمینه وجود دارد؟! به همین دلیل، مجددا این سؤال پیش می‌آید که آیا برنامه هفتم یک برنامه واقعیت محور است؟!

دکتر صالحی عمران به این موضوع اشاره کردند که آموزش‌های مهارتی چرخه کاملی است. در ادبیات برنامه‌ریزی آموزشی دروندادها، فرآیندها، بروندادها و پیامدها بررسی می‌شود. متاسفانه زمانیکه سنجه عملکردی چهل درصد مطرح می‌شود تنها ظاهر برونداد یعنی تعداد دانشجویانی که به فرض ۴۰ درصدشان آموزش مهارتی است توجه می‌شود. سایت مرکز پژوهش‌های مجلس آماری ارائه می‌دهد که تنها ۳۰ درصد از خروجی‌های دانشگاه‌های مهارتی کشور وارد بازار کار می‌شوند. بنابراین، منظور از آموزش مهارتی دستیابی به شغل پایدار و درآمد پایدار است.

نرخ اشتغال برای دانشگاه‌های مهارتی در دنیا بالای ۹۵ درصد است. در چنین دانشگاه‌هایی یک نظام عرضه‌محوری و یک نظام تقاضامحوری وجود دارد. این در حالی است که روح حاکم بر آموزش عالی کشور ما حتی در آموزش‌های مهارتی مبتنی بر نظام عرضه محوری است. نکته دیگر در حوزه آموزش مهارتی، شیوه آموزش مهارت به دانشجویان است. سوال اینجاست که آیا می‌توان در درون دانشگاه به آموزش مهارت پرداخت؟ نکته دیگر در بحث تقاضامحوری در آموزش‌های عالی مهارتی این است که شرکای بیرونی نیز به شدت موثر هستند. بطوریکه کیفیت آموزش‌ها به مشارکت شرکای بیرونی بستگی دارد. مسئله دیگر موضوع ارزشیابی از دانشجویان است. جالب است که اساتید تدریس می‌کنند و خودشان هم ارزشیابی را انجام می‌دهند. حال آنکه ضروری است که هیئت‌های بیرونی، یا حتی کارفرما و صنعت خروجی را مورد ارزیابی قرار دهند. نکته دیگر بحث تطابق رشته‌های مهارتی و حرفه‌های موجود در جامعه است. لازم است این پرسش مطرح شود که چقدر از رشته‌های موجود در تمام زیرنظام‌ها با این حرفه‌ها و مشاغل همخوانی دارد؟! پرسش دیگری که مطرح است این است که برنامه‌های اشتغال‌پذیری (به طور مثال، دانشجوی رشته فیزیک یک دوره مهارتی را برای ورود به بازار کار می‌گذراند) به معنای آموزش عالی مهارتی نیستند بلکه بخش کوچکی از آن محسوب می‌شوند. در واقع با تعریف کردن چند واحد درسی کارآموزی، آموزش عالی مهارتی به دست نمی‌آید. موضوع مهم دیگر این است که تازمانیکه آموزش و پرورش و سطوح پایین‌تر اصلاح نشود، آموزش عالی مهارتی به خوبی اتفاق نخواهد افتاد. این موضوع در بحث آمایش آموزش عالی که به آموزش عمومی پایین‌تر توجه دارد خود را نشان می‌دهد.

-